مجتبى ملكى اصفهانى

359

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

كه متشرعه ، اين الفاظ را در خصوص قسم صحيح حقيقت مىدانند ، پى مىبريم كه در لسان شارع نيز اين الفاظ حقيقت در قسم صحيح از عبادات هستند . دوم : مقصود از عبادات و معاملات صحيح ، عبادات و معاملاتى است كه اجزا و شرايط آنها تمام و كامل باشد . پس صحيح يعنى : داراى تمام اجزا و شرايط . بنابراين ، نزاع در اين است كه آيا موضوع له الفاظ عبادات و معاملات ، تنها قسم داراى تمام اجزا و شرايط است ، يا موضوع له اين الفاظ ، اعم از قسم كامل و ناقص است ؟ « 1 » در اين مسئله سه قول وجود دارد . 1 - موضوع له الفاظ متداول شرعى ، تنها قسم صحيح از عبادات است كه جامع تمام اجزا و شرايط باشد . 2 - موضوع له اين الفاظ اعم از صحيح و ناقص است . يعنى مثلا موضوع له لفظ « صلاة » اعم از نماز صحيح و ناقص است . 3 - موضوع له اين الفاظ تنها آن قسمى است كه داراى تمام اجزا باشد ، خواه شرايط هم موجود باشند يا نباشند . مثلا از لفظ « صلاة » ركوع ، سجده و قرائت و ساير اجزا فهميده مىشود ، ولى مثلا وضو از لفظ « صلاة » فهميده نمىشود ، پس شرط خارج از مسمى است . طرفداران قول اول را « صحيحى » و طرفداران قول دوم را « اعمى » گويند . بسيارى از علما قول دوم را برگزيده‌اند و به اصطلاح « اعمى » هستند . مهم‌ترين

--> ( 1 ) اصول الفقه ، ج 1 ، ص 33 .